چرا مثل آب ِ خوردن دروغ می‌گوییم؟

واکاوی یک بیماری فرهنگی و اجتماعی در جامعه
چرا مثل آب ِ خوردن دروغ می‌گوییم؟

دروغگویی یکی از رفتارهای نکوهش شده قدیمی انسان‌هاست که با اغراض مختلف و به روش‌های گوناگون انجام می‎شود. در دروغگویی لازم نیست که حتما کلام یا عبارت ناراستی از دهان ما خارج شود، بلکه ما می‌توانیم به اشکال مختلف این کار را انجام دهیم.



حتی لازم نیست که مخاطبی برای این کار داشته باشیم، به این علت که ما در بسیاری از مواقع به خودمان هم دروغ می‎گوییم. دامنه شیوع دروغگویی آنقدر گسترده است و آنقدر ما درگیر این رذیله اخلاقی هستیم که گاه می‌کوشیم با استدلالات عقلانی و چه بسا دینی و مذهبی به آن رنگ و بوی درست و خوب بدهیم. در این مقاله کوتاه به بررسی دو دلیل اصلی و ریشه‎ای دروغگویی خواهیم پرداخت. درباره دروغ گفته شده است که به هر میزان بزرگتر باشد، باور کردنش آسانتر خواهد بود.
دلایل دروغگویی
ترس: یکی از عمده‌ترین دلایل دروغگویی ترس است. ترس از جلوه‎گر شدن و ظاهر شدن زشتی‌ها، کمبودها و نقص‌ها. همه ما به‌خوبی داستان آن خیاط را که برای پادشاه با پارچه نامرئی، لباس خیالی می‌دوخت  به خاطر داریم. در آن داستان چه کسی جرات داشت به خیاط اعتراض کند و فریب او را برملا کند؟ چه کسی جز کودک ساده از همه جا بی‌خبر نترس؟  چرا؟ چون همه ساکنان آن شهر، حتی شخص پادشاه، از برملا شدن رازهای پنهانی خود می‌ترسیدند.
اگر بازرسی به یکی از ادارات سر بزند یا اگر مدیری بخواهد گزارشی را به مقام بالادستی خود بنویسد، بی‌شک بخشی از آن گزارش را دروغ تشکیل خواهد داد. چون ترس از توبیخ‌شدن و برچسب کم‎کاری خوردن وجود دارد. این‌گونه است که وقتی خبری در یکی از رسانه‎ها پخش می‌شود، فرقی نمی‌کند که رسانه مکتوب باشد یا غیر‌مکتوب، داخلی باشد یا خارجی، بیش از آنکه متوجه خبر باشیم، باید دروغ‌های آن را جدا کنیم. 
سودجویی: نکته دیگر سودجویی است. در همان داستان بالا، ما دو دسته دروغگو داریم. یک دسته شامل حاکم و ساکنان شهر م‌شود که از روی ترس دروغ می‌گویند. دسته دیگر شامل خیاط و شاگردش است که اینها نه به سبب ترس، بلکه به جهت سودجویی این کار را انجام می‎دهند. هرچند در بن مایه و زیرساخت، اینها هم دچار ترس هستند، اما آنچه در ظاهر از ایشان می‌بینیم چیزی نیست جز سودجویی. عده‌ای از انسان‌ها نه از روی ترس، بلکه به‌منظور کسب سود بیشتر روی به دروغگویی می‌آورند. اگر این افراد آمار و ارقام غیرواقعی می‎دهند، به این خاطر است که بتوانند جایگاه بالاتری به دست آورند. بدون شک، هر چقدر که گروه اول به خاطر انفعال حاضر به دروغگویی می‌شوند، گروه دوم به‌دلیل روحیه پرخاشگرانه دروغگویی را انتخاب می‌کنند.
وجه بعدی این مشکل افرادی هستند که به هر دو دلیل ترس و سودجویی خود  را دچار این معضل می‌کنند. امروزه بسیاری از مردم و شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی و خصوصی گرفتار دروغگویی با انگیزه دوگانه ترس و سودجویی هستند و این مطلب می‌تواند بسیار خطرناک باشد، چرا که عملا درمان مشکل دروغگویی در این حالت سخت‌تر خواهد شد. در این وضعیت عملا فرد همزمان در جایگاه ظالم و مظلوم است و دارای الگوی رفتاری پیچیده‌ای است و نمی‌توان الگوی بسیطی جهت مداوا و رهایی او از بیماری دروغگویی ارائه داد. در این حالت فرد یا سازمان ضمن آنکه ممکن است از وضعیت خود و اجبارهای مرتبط با دروغگویی شکایت کند، اما در وقت مبارزه عملا به خاطر منافع خود از دروغگویی، تمایلی به ترک این رذیله اخلاقی ندارد. نگاهی به وضعیت فعلی سازمان‌ها و اداره‌های ما می‌تواند مطلب را برای ما روشن‌تر کند.
سید‌علی هاشمی عرقطو*
* عضو هیات علمی موسسه آموزش عالی دارالفنون و مدیرمسوول انتشارات پارسیان البرز

جمعه 6 آذر 1394
15:49:54